آمده‌ام تا طلاق “خاک” را از کشاورزی بگیرم

استاد خاک‌شناسی دانشگاه گریفیث استرالیا در یازدهمین گفت‌وگوی پارک پردیسان گفت: طبق آمارهای بین‌المللی، درآمد ناخالص ایرانی‌ها در سال ۲۰۰۹ حدود چهارهزار و ۲۹۰ دلار بوده و این در حالی است که درآمد استرالیایی‌ها به ۵۹ هزار و ۵۷۰ دلار می‌رسد؛ بنابراین رفاه، مقوله‌ای است که باعث می‌شود مردم یک کشور زودتر به فکر مسائل بزرگی چون بقای خاک بیفتند.


استاد خاک‌شناسی دانشگاه گریفیث استرالیا در یازدهمین گفت‌وگوی پارک پردیسان گفت: من برای این موضوع به ایران آمده‌ام تا طلاق محترمانه خاک را از کشاورزی گرفته و وصلت آن با محیط زیست را جشن بگیرم.

حسین قدیری با اشاره به اینکه خاک، بیشترین آب‌های شیرین دنیا را در خود نگه می‌دارد، افزود: از حدود ۱۴۰ سال پیش که خاک‌شناسی زندانی کشاورزی شد، در خدمت آن قرار گرفت و خاک‌شناسان این حوزه همیشه به فکر اضافه تولید از خاک افتادند. این موضوع باعث افزایش سطح کشاورزی و رفتن به سراغ زمین‌هایی شد که مناسب کشت‌وکار نبوده و باید دست نخورده باقی می‌ماندند.

وی خاطرنشان کرد: با این توسعه، آلودگی محیط زیست گسترش یافت و فرسایش خاک، شدت بیشتری پیدا کرد. همچنین با توسعه آبیاری، سیر صعودی شورشدن خاک‌ها قوت گرفت؛ از اینها گذشته، قطع درختان و شخم زدن زمین، مقدار زیادی دی اکسیدکربن به اتمسفر فرستاد که همه این‌ها در گرم شدن کره زمین مؤثر است.

به گفته قدیری، ادامه این مسیر برای هیچ کشوری پذیرفته نیست و نباید تنها به فکر افزایش تولیدات کشاورزی بود؛ کشورهای غربی در اوایل دهه ۸۰ متوجه این موضوع شدند و پرسش هایی مانند چرایی گرم شدم زمین، چگونگی جلوگیری از استفاده بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی و مواردی از این دست، ذهن خاک شناسان را به خود درگیر کرد. حال بعید به‌نظر می‌رسد که چنین دغدغه‌هایی در بین کارشناسان ایرانی ایجاد شده باشد.

وی معتقد است: علاوه بر محیط زیستی شدن خاک، زبان خاک‌شناسی نیز باید تغییر کرده و برای مردم قابل فهم باشد. همچنین از پرداختن به موضوعات قدیمی و کسل‌کننده امتناع کرد. آنگاه این مباحث برای عوام نیز جذاب و باارزش خواهد شد.

این استاد دانشگاه با قرائت یک بیت شعر (آن را که نیاز نان روز است/ بر آب و زمین، دلش نسوزد) به مسئله رفاه اجتماعی و تأثیر آن بر فرسایش خاک اشاره کرد و ادامه داد: طبق آمارهای بین‌المللی، درآمد ناخالص ایرانی‌ها در سال ۲۰۰۹ حدود چهارهزار و ۲۹۰ دلار بوده و این در حالی است که درآمد استرالیایی‌ها به ۵۹ هزار و ۵۷۰ دلار می‌رسد؛ بنابراین رفاه، مقوله‌ای است که باعث می‌شود مردم یک کشور زودتر به فکر مسائل بزرگی چون بقای خاک بیفتند. به همین دلیل اکنون بودجه‌های قابل توجهی برای این امر تخصیص داده شده است. به‌عنوان مثال، بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ خاک‌شناسان ۴۶,۲ میلیون دلار و صنایع نیز ۱۳۰ میلیون دلار برای اجرایی شدن پروژه‌های مربوط به نگهداری از خاک، هزینه کردند. پروژه‌هایی مانند کاهش پخش متان از دامداری‌ها، برگرداندن کربن هوا به خاک و ترویج نتایج برای کشاورزان.

قدیری با بیان اینکه نخستین نگرانی مردم استرالیا کمبود آب است، در حالی که به طور میانگین میزان بارش‌های آن بالاتر از یک‌هزار میلی‌متر در سال تخمین زده می‌شود، تصریح کرد: بیش از ۲۰ درصد دانش‌آموختگان خاک‌شناسی استرالیا در حرفه کشاورزی مشغول هستند؛ بنابراین در این کشور، آگاهی در زمینه خاک حتی در بین زارعان نیز بالا رفته و به‌شدت مسائل روز را پیگیری می‌کنند، اما در ایران آب را حرام می‌کنیم تا محصولی مانند هندوانه تولید شود.

وی در پایان اظهار داشت: غربی‌ها به این درجه از آگاهی رسیده‌اند که برای داشتن زندگی بهتر، باید به خاک اهمیت داد؛ تفکری که به ناچار باید در ایران نیز نهادینه شود./



نرخ سالانه فرسایش خاک در ایران تا ۳۳ تن در هکتار گزارش شده که ۵ تا ۶ برابر حد مجاز است. میانگین سالانه فرسایش خاک نیز به حدود ۱۵ تن در هکتار رسیده که سه برابر متوسط قاره آسیاست. بنابراین شاهد فرسایشی 5 - 6 میلیارد تنی در سال داریم. چه کسی در برابر این فاجعه باید جوابگو باشد؟؟؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE